یه روز خوب , اولین روز ویجیترین (گیاه خواری )
اول از همه به احسان عزیز تبریک میگم چون تو امتحانات اجرای نظام مهندسی قبول شد و ما رو خوشحال کرد احسان همیشه موفق باشی . 

دیروز تولد کوروش خان دعوت شده بودیم ولی چون ساعت خواب رادوین بود احسان گفت که پیش رادوین میمونه و از من خواست که به تولد برم و شاد باشم
و جا داره که از همسر نمونه هم تشکر کنم بخاطر این همه لطف ومهربونیش 
و من و خاله نگین و مامانم برای اولین بار تجربه رانندگی تو اتوبان رو چشیدیم وتا زیباشهر رفتیم .


و کار دسر وژله هم با خاله نگین بود


خیلی روز خوبی بود برای کادو مونده بودیم که چی بخریم چون کوروش خودش انگلیس زندگی میکنه عاشق کارهای دستی و سنتی ایران هست و براشون ارزش قائل هست .به کمک فهمیه جون روز پنجشنبه ایی سریع نشستیم کیف درست کردیم و خیلللللللللللللللللللللی زیبا شد ولی حیف که یادم رفت عکس بگیرم . 
تو مهمونی با خانم برادر کوروش شهلا جون اشنا شدم و از دیدنش کلی خوشحال بودم خانم فوق العاده مودب و متینی بود و یکی از خانم برادرش هم امریکایی بود که اومده بودن ایران بگردن وهمه غذاهای ایرونی رو بلد بودن ولی یه کلمه فارسی بلد نبود . 
ایشون خیلی تعریف از تغذیه سالم میکرد و خودش گیاه خوار بود خیلی تو غذا ها اگاهم کرد که چه ضررهایی داره
میگفت این فرشته هاتون گناه دارند که دارید سم وارد بدنشون میکنید خیلی ترسیدم مثلا میگفت که اصلا اب معدنی و حتی اب تصفیه نخورید و ایشون گفتند اب رو تو ظرف استیل بزارید در حدی که فقط از روش بخار بشه و شعله هم خیلی کم باشه داخلش نوک قاشق نمک و چند قطره سرکه در 4 تا 5 لیتر اب. و اون اب رو تو شیشه بگذارید و بخورید بهترین اب هست . و همه اطلاعاتش از کتاب طب بوعلی سینا هست. مخالف سخت لبنیات و گوشت بود . و از برنج قهوهایی که سبوس داره استفاده میکردند. و تعریف میکرد که اصلا به نوه اش تا الان قرص و ویتامین و اهن نداده و همه رو با تغذیه سالم براش مهیا کردن تا الان یه قطره از اب شیر نخورده . خیلی خوشم اومد و شماره پروفسور جعفری که تو امریکا هست رو گرفتم و زنگ زدم . تو نوبت قرارم داده تا بتونم تغذیه درست رو ادامه بدم . ولی اراده خیلی قویی میخواد . خودش تو مهمونی اصلا ژله و گوشت و کیک نخورد .و1 هفته رژیم میوه گرفته بود و کاملا هم سالم بود . واقعا با بدنمون یعنی جنگیدیم . مثلا ساعت 7 شب شام رو میخورد و میگفت که باید به بدنمون استراحت بدیم و نوه خودشون هم همینجور صبح زود بیدار میشد و صبحونه کامل و ناهار ساعت 12 و 7 شب هم شام در کنارش هم میان وعده . بعضی ها که ساعت 11 شب تازه شام میخورن با کبدشون دارند میجنگند
خلاصه اون روز خیلی اطلاعات خوبی بهم داد و امروز صبح با دخترش تماس گرفتم و کارهایی که برای خودشون و پسرش انجام داده بودن و رو پرسیدم و گفت اگه داروی گیاهی اورگانیک خواستید از دکتر جعفری خواستید من براتون میگیرم . 
خلاصه افتادیم به گیاه خواری
لبنیات و گوشت رو حذف کردیم .
و با راده قویی من و احسان این راه رو انتخاب کردیم.
امروز صبح هم برامون یه سوپرایز بود پستچی اومد برامون یه کارت پستال اورد. داخلش رو که باز کردیم دیدم که از طرف توماس هست . واییییییییییییییییییییییییییییییی خدای من باورمون نمیشد خیلی خوشحالمون کرد .


در حال حاضر توماس اینجا هست و داره کم کم میره به سمت تایلند .



این کارت پستالی هست که فرستاده . یکی از خدایان هندی هست .

و پشت کارت پستال برامون نامه نوشته بود . ترجمه شده . سلام سامان سلام هومن سلام متین سلام ملینا سلام احسان سلام رومینا . سلام مهسا کنارش هم یه قلب بود 
و سلام دوستان و دلم برای ایران تنگ شده
دلم برای برای تک تکتون تنگ شده . کاش الان پیش من بودید وصدای شادی و خنده بچه ها رو اینجا میشنیدید و لذت میبردید کاش اینجا بودید و طلوع خورشید رو با هم تماشا میکردیم . کاش اینجا بودید و با هم به گردش و تفریح میرفتیم . کاش ایران بودم و 1 بار دیگه قلیون میکشیدم
کاش میشد 1 بار دیگه با هم دیگه بازی کنیم . کاش دوباره میتونستم فقط 1 بار دیگه از غذاهای خوشمزه رومینا میخوردم . کاش میتونستید شما هم با من به سفر می اومدید و ادامه سفرم با هم بودیم . در حال حاضر تو یکی از شهرهای هند هستم و اینجا خیلی زیباست. . از لحظه هاتون لذت ببرید و خوش باشید .
خیلی زیبا و با احساس نوشته بود . دلمون براش تنگ شده
دیشب هم راجر تو فیسبوک روشن بود و چت میکرد . و تازه 3 ساعت بود که رسیده بود بارسلون شهر خودش . و احسان بهش گفت که خواهر من الان ایتالیا هست و قراره بیاداسپانیا برای گردش و کلی خوشحال شدو گفت اگه اومد بارسلون حتما بیاد پیش من .
و از ما خواست که کفشهای خواهرشوهری رو بدوزدیم وبریم پیشش.
راجر هم میگفت که دلم میخواست که ایران و خونه شما باشم
و با هم بریم اب هویج بخوریم .
و کلی با احسان شوخی کرد و خندید . و من واقعا احساس خوشبختی میکنم چون دوستهای خوبی مثل راجر و لیز و توماس و مارچین ..... و خیلی دوستهای خوب دیگه داریم ملیت مهم نیست مهم انسانیت و درستکاری هست .


یه روز خوب , اولین روز ویجیترین (گیاه خواری ) 



